گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم
گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن
گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن
گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن
گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه
گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان
گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن
گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم
گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن
گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان
گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن
گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم
نوشته شده توسط ابولفضل در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ساعت 6:9 موضوع | لینک ثابت
قبل از هر چیز رحلت جانسوز نبی اکرم (ص) و شهادت سبط نبی اکرم حضرت امام حسن مجتبی (ع) و شهادت امام علی بن موسی الرضا (ع) را به شما دوستداران ان حضرات تسلیت عرض مینمایم
مولایمان امام حسن مجتبی (علیه السلام ) میفرمایند:
هَلاكُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْكِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ.
أَلْكِبْرُ بِهِ هَلاكُالدّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلیسُ.
أَلْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ.
أَلْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ وَ بِهِ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ.
هلاكت و نابودى مردم در سه چیز است:كبر، حرص، حسد.
تكبّر كه به سبب آن دین از بین مىرود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.
حرص كه دشمن جان آدمى است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.
حسد كه سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را كشت.
پس بیایم مواظب خوبی های خودمان باشیم تا از بین نروند
نوشته شده توسط ابولفضل در یکشنبه دوم بهمن 1390 ساعت 9:4 موضوع | لینک ثابت
اهــــــل دل اي نازنين هــايم ســـلام ســايه تان اينجا هميـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر مي شـــود حــال من يك حـــال ديــگر مي شـــــود
حـــــرف دل ، اينـجا پناهم داده است دلـــــــبري قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد حــــــرف دل ، مـــــا را چنين معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از يــــاران عشق گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش مي شوند مست و شـيداي "وصالش" مي شـوند
حـــرف دل با گوش دل بشنيده است او كـه حـــــق را در درونش ديده است!
روح من را مي كشـــــــــاند تا "خيال" حرف "آدين"، حـــــــــرف آن نيكو خصال
يــــــــــــادم آيــد از صــــــفاي بـزممان عـاشـــــــــقي بـا آن هـمه ، همرزممان
يـاد ايــــــّــــــامي قشــنگ افـــتاده ام بـاز هـم ، من يـاد جـنــــــگ افــتاده ام
روزگـــــــــــاري جمعِ جمعي داشـتيم بذرعشــق و عاشـــقي مي كـاشـتيم
اين صـــميـــميـــت بجز آنــجا نبــــــود جـز كـنــــــــارِ ســـــــوله هـا بر پا نبــود
من در اينجا ياد سنــــــــــگر مي کنم عاشــــــــــقـــــــــي را باز باور مي کنم
حــــرف دل ، دنياي حرفي آشـناست حرف "پيمــان" و"حسينِ كيميـــــا"ست
روح و جـــــــانِ بي ريـــــــــايي دارد او حــــــرف هــــــــاي كيميـــــــايي دارد او
حـــــرف دل شـد، محفلِ دلهاي صاف محفــلِ "بي معرفت" ، " سيمرغ قـاف"
اين "هبـــــــــــــــوطِ" آســمانيها ببين سينه ايـن كهكشـــــــــــــــــانيها ببين
"بيقـــــــــراران"، بي قـراري مي كنند حــــرف دل را لالــــه كــاري مي كــنند
از خــــــــــــدا خواهم بماند برقـــــــرار او كه گــــاهي مي كـند بـر ما گــــــذار
نوشته شده توسط ابولفضل در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 6:35 موضوع | لینک ثابت
در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(عليه السلام ) كدام به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما اميد بخش ترين آيه قرآن آيه است ؟ بعضى گفتند آيه"ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائين تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه 48
امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من ميخواهم نيست ، عده ای گفتند آيه"و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفرالله يجد الله غفورا رحيما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت) سوره نساء آیه 110
امام فرمود خوبست ولى نه . بعضى ديگر گفتند آيه "قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم"(اى بندگان من كه دراثر گناه،بر خويشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مايوس نشويد در حقيقتخدا همه گناهان را مىآمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه53
امام فرمود خوبست اما آیه مورد نظر من این نيست ! تعدادی ديگر گفتند آيه "و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله"(پرهيزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند يا به خود ستم مى كنند به ياد خدا مى افتند، از گناهان خويش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بيامرزد)
سوره آل عمران آیه135
باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نيست . در اين هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آيه ديگرى در اين زمينه سراغ نداريم . امام فرمود: از حبيب خودم رسول خدا شنيدم كه فرمود:
اميد بخش ترين آيه قرآن اين آيه است
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذاكرين
سوره هود آیه 118
و فرمود: اى على! آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشير و نذيرم قرار داده يكى از شما كه برمىخيزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مىريزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مىشود از نمازش كنار نمىرود مگر آنكه از گناهانش چيزى نمىماند، و مانند روزى كه متولد شده پاك مىشود، و اگر بين هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش میكند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد بعد فرمود: يا على جز اين نيست كه نمازهاى پنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشويد؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همين حكم را دارد.
منبع:تفسيرنور جلد پنجم صفحه 391 به نقل از تفاسير مجمع البيان و كنز الدقائق)
نوشته شده توسط ابولفضل در دوشنبه پنجم دی 1390 ساعت 23:0 موضوع | لینک ثابت
1. نماز، اوج بندگي
سالارما، حسين بن علي عليهماالسلام ، شب عاشورا براي انس با خدا و تهجّد و تلاوت قرآن و نماز، از دشمن مهلت گرفت. در گرماگرم نبرد عاشورا نيز، هنگام ظهر به نماز ايستاد تا به ما بياموزد که جان بر سردين و خداجويي نهاده است. سعيد بن عبداللّه حنفي، در آن لحظه، در برابر امام همچون سپر حفاظتي ميايستد، تا حسين بن علي عليهماالسلام ، آخرين نمازش را بخواند و با 13 تير که بر پيکرش مينشيند، به شهادت ميرسد.1
ابوثمامه صائدي نيز ـ که خودش شهيد نماز است ـ در روز عاشورا، فرا رسيدن هنگام نماز را يادآور ميشود. امام حسين عليهالسلام دعايش ميکند که خدا از نمازگزارانِ ذاکر قرارش دهد.2
اين که در زيارتهاي حسين بن علي عليهالسلام ، او را اقامه کننده نماز خطاب ميکنيم «اشهد انّک قد اَقَمْتَ الصلّوة...»3 جلوه ديگري از اهميت نماز را در زندگي و شهادت آن پيشواي معنويت و عبوديت نشان ميدهد.
2. عشق به خدا
از برجستهترين جنبههاي شخصيت سيدالشهداء، محبت پروردگار و دلدادگي او به خداوند و امر و رضاي اوست.
اين که نسبت به حادثه عاشورا و آمادگي براي شهادتطلبي و پذيرش تبعات و پيامدهاي آن و راضي شدن به يتيمي فرزندان و اسارت اهلبيت، از زبان حضرتش چنين نقل شده است:
ترکتُ الخلقَ طُرّاً في هَواکا
وَ اَيتَمْتُ العِيالَ لِکَي اَراکا
نشانه خدا دوستي و عشق به معبود و فنا در «حبّ الهي» است.
اين که نقل شده است: هرچه امام حسين عليهالسلام به لحظه شهادت نزديکتر ميشد، چهرهاش برافروختهتر و شکفتهتر ميگشت؛ تعبير ديگري از عشق الهي اوست که تبديل هجران به وصال را ميديد و به وجد ميآمد.
عمّان ساماني در مثنوي بلند «گنجينة الاسرار» خويش، به رفتار و حالات حسين بن علي عليهماالسلام از ديد عرفاني و عشق نگريسته و امام را سرمست از شراب شوق و عشق الهي ميبيند که پياپي جام محبت و بلاي بيشتري ميخواهد، و او را موجي برخاسته از دريا ميداند که محو حقيقت خداست و ميخواهد باز به همان دريا بپيوندد و در اين راه، از هرچه جز «او»ست، دست ميشويد و «خود» را قرباني ميکند. وي در اين ترسيم عاشقانه، سراسر عاشورا و صحنههاي رزم فرزندان و ياران را جلوهاي از آن «جذبه الهي» و عشقِ برتر ميشناسد و شهادت هرکدام از ياران را همچون «هديه» به درگاه دوست توصيف ميکند، تا رضاي محبوب تأمين شود و به بزم قرب، بار يابد.
چنين روحيهاي و عشقي، بيشک در حسين دوستان صادق نيز يافت ميشود، چرا که الگويشان چنين حسيني است که در دل، جز محبّت الهي را راه نداده است.
3. ذکر خدا
گوهر ياد خداوند، موهبتي عرشي است که در هر دل که جاي گيرد و بر هرزبان که جاري شود، آن دل و زبان را نفيس ميسازد، چه ذکر قلبي باشد، چه ذکر زباني.
حسين بن علي عليهماالسلام بنده ذاکر خدا بود، پيوسته حمد و ثناي الهي برزبانش و سپاس نعمتها در قلبش. و در راحت و رنج و سرّاء وضرّاء، ياد خدا آرام بخش جانش بود و بر او تکيه داشت و هيچ صحنه تلخ و غمباري نبود، جز آن که داروي «ياد خدا» آرامَش ميکرد.
تنها در صبح عاشورا نبود که با گفتنِ «اللّهم انت ثِقَتي في کلِّ کَربٍ»، به ياد خدا بودن را ابراز ميکرد و تنها در حملات حماسي روز عاشورايش نبود که با تکرار جمله «لاحول ولا قوّة الاّ باللّه»11؛ ارتباط قلبي خود را با معبود، بر زبان ميآورد، بلکه همواره گوياي «اللّه اکبر» بود و ذکر «الحمدللّه علي کلّ حالٍ» و ياد خدا ورد زبانش بود و «استرجاع» را ـ که يکي از شاخصهاي ذکر حقيقي، بخصوص در هنگام مصائب و ناگواريهاست ـ در مواقع مختلف از جمله در راه مکه به کربلا، بر لب داشت.
از ديد امام حسين عليهالسلام شقاوت سپاه کوفه که براي آن جنايت عظيم حضور پيدا کرده بودند، نتيجه غفلت از ياد خدا بود و چون ميديد آنان به هيچ روي، از کينه و عناد خويش دست بر نميدارند و بر کشتن او مصمّماند، به آنان ميفرمود:
«لَقَد استَحْوَذَ عليکم الشيطانُ فَاَنساکم ذکر اللّه العظيم»12؛ شيطان بر شما چيره گشته و ياد خداي بزرگ را از شما (دل) برده است.
وقتي چراغ ياد خدا در شبستان دل انسان روشن باشد، هرگز شيطان رخنهگاهي براي ورود به خلوتگاه دل نمييابد و اين خانه که بايد جاي خدا باشد، مأواي ديو و دد نميگردد.
پيروان حسين عليهالسلام را سزاست که مشعل فروزانِ «ذکراللّه» را در اقتدا به سالارشان در دل برافروزند، تا نه دچار يأس و ترديد شوند، نه ملعبه ابليس و هواي نفس.
اينها و بسياري ديگر از اين گونه ويژگيهاي روحي و رفتاري است که از حسين بن علي عليهماالسلام براي پيروانش در همه اعصار و نسلها «الگويي همه جانبه» ساخته است و منشوري پديد آورده که از هر طرف به آن بنگريم، جلوهاي خاص و بُعدي مقدّس و الگويي شايسته تبعيت به چشم ميخورد.
نوشته شده توسط ابولفضل در جمعه هجدهم آذر 1390 ساعت 22:56 موضوع | لینک ثابت
کربلا منزلگه عشاق بی سر بوده است
از ازل قلبم برایت زار و مضطر بوده است
با خودم گفتم چرا جسم تو بوی گل دهد
بوسه های خواهر تو روی پیکر بوده است
نوشته شده توسط ابولفضل در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت 11:21 موضوع | لینک ثابت
|
بارالها! من ز افعالم پشیمان آمدم |
سوى تو با حال زار و چشم گریان آمدم |
|
ناامید از هر امیدم جز امید عفو تو |
با صد امید اى امید ناامیدان آمدم |
|
سر به زیر و شرمسار از کرده هاى زشت خویش |
واقفى، خود با چه احوالى پریشان آمدم |
|
نیست جز درگاه تو ما را پناه و ملجایى |
اى پناه مستمندان عذرخواهان آمدم |
|
سوخت جانم ز آتش عصیان و نادانى خود |
اى کریم، العفو من با قلب سوزان آمدم |
|
سوى تو روى نیاز آورده ام اى بى نیاز |
با هزاران فقر بر درگاه سلطان آمدم |
|
گر که از دربار خود رانى مرا خاکم به سر |
بر در بخشندگى، افتان و خیزان آمدم |
|
برندارد فاضلى از رحمتت چشم طمع |
اى خطاپوش از گناهانم پشیمان آمدم |
نوشته شده توسط ابولفضل در پنجشنبه هفتم مهر 1390 ساعت 16:56 موضوع | لینک ثابت
همیشه شب، من و رنج قرارهای پیاپی
دو چشم خیس، پر از انتظارهای پیاپی
و ایستگاه که از من هزار مرتبه پر شد
نشسته خیره به راه قرارهای پیاپی
دوباره شعر، دوباره گناه آدم و گندم
و من که خستهام از این شعارهای پیاپی
شبیه عقربهها در توالی شب و روزم
رها نمیشوم از این مدارهای پیاپی
چقدر دل بسپارم به داغهای همیشه؟
چقدر سر بگذارم به دارهای پیاپی؟
شدم دچار جهان و فریب جاذبههایش
چگونه بگذرم از این حصارهای پیاپی؟
و بیدرخت، و بیتو چگونه دل بسپارم
به وهم خاطرهای از بهارهای پیاپی؟
تو سرپناهترینی، اگر که باز نیایی
پناه میبرد انسان به غارهای پیاپی
ز سمت مشرق حیرت بتاب، تا که نگیرد
دوباره آینهها را غبارهای پیاپی
هزار چشم، هزار آینه، هزار تماشا
فدای تو همه یاین هزارهای پیاپی
نوشته شده توسط ابولفضل در یکشنبه سوم مهر 1390 ساعت 17:4 موضوع | لینک ثابت
به شکل خاطره ای از قدیم می آیی
شبیه عطر گلی با نسیم می آیی
به رنگ معجزه ای , رودخانه ی نیلی
به یک اشاره ی دست کلیم می آیی
من از هراس پرم پشت سایه ها پنهان
تو مثل نور که بی رنج و بیم می آیی
بدون سایه ی دست پدر هراسانم
نوازشی که به سوی یتیم می آیی
شروع مصحف پروردگار رحمانی
همیشه با "الله" و "رحیم" می آیی
نگاهم از ازل اما به سمت بیراهه ست
و غافلم که فقط مستقیم می آیی
نوشته شده توسط ابولفضل در یکشنبه سوم مهر 1390 ساعت 16:27 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

نه شرم و حیا نه عار داریم از تو
اما گله بیشمـار داریم از تـو
ما منتظر تو نیستیـم آقاجـان
تنها همـه انتظار داریم از تو
اللهم عجل لولیک الفرج
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
يااباصالح مددي
POWERED BY